من امیدی رادر خود باور ساخته ام
تار و پودش را با عشق تو پرداخته ام
مثل تابیدن مهری دردل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل جریان خواهم یافت .
یا مبر دل را به جولانگاه عشق
یا که رسم عاشقی بر جای آر
یا مگو با اهل دل راز نهان
یا که دل بر موج این طوفان سپار
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتی میخواهی از سرزمینی بنویسی باید قصه زندگی آدمهایش را بدانی تاریخ بشکرد شرح حماسه استقامت مردمانی است صبور و مهربان که از گذشته های بسیار دور رنج مشکلات و محرومیت ها را به جان خریده اند.
اينك منم يك بشکردی با تمام تجربه هاي تلخ و شيرينم مي نويسم نه مدالي به سينه مي خواهم نه اسم و رسم و سمت. شاید حرفهايم برای کسانی که در ناز و نعمت زندگی کرده اند عجيب و غريب باشد ،باور كردنش سخت اما حقيقت دارد حقیقتی که خیلی ها چشمانشان را می بندند یا خود را به نابینایی می زنند تا مبادا رنج دیدنش آزارشان دهد.
و اما من به يقين تا جایی که میتونم سعی می کنم قلم به گزاف نرانم و بیهوده برکسی نتازم ووجدان خویش را بر آن چه می نگارم شاهد بدانم.